تبلیغات
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها - الکهف
 
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها
التماس دعا خیر و فاتحه نثار روح مادر و پدرم
سوره ۱۸: الكهف - جزء ۱۵, ۱۶


 
   




به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

ستایش خدایى را كه این كتاب [آسمانى] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه كژى در آن ننهاد (۱)

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُ عِوَجَا ﴿۱﴾

[كتابى] راست و درست تا [گناهكاران را] از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد و مؤمنانى را كه كارهاى شایسته مى‏كنند نوید بخشد كه براى آنان پاداشى نیكوست (۲)

 

قَیِّمًا لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا ﴿۲﴾

در حالى كه جاودانه در آن [بهشت] ماندگار خواهند بود (۳)

 

مَاكِثِینَ فِیهِ أَبَدًا ﴿۳﴾

و تا كسانى را كه گفته‏اند خداوند فرزندى گرفته است هشدار دهد (۴)

 

وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا ﴿۴﴾

نه آنان و نه پدرانشان به این [ادعا] دانشى ندارند بزرگ سخنى است كه از دهانشان برمى‏آید [آنان] جز دروغ نمى‏گویند (۵)

 

مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن یَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا ﴿۵﴾

شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند تو جان خود را از اندوه در پیگیرى [كار]شان تباه كنى (۶)

 

فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا ﴿۶﴾

در حقیقت ما آنچه را كه بر زمین است زیورى براى آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم كه كدام یك از ایشان نیكوكارترند (۷)

 

إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ﴿۷﴾

و ما آنچه را كه بر آن است قطعا بیابانى بى‏گیاه خواهیم كرد (۸)

 

وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا ﴿۸﴾

مگر پنداشتى اصحاب كهف و رقیم [=خفتگان غار لوحه‏دار] از آیات ما شگفت بوده است (۹)

 

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾

آنگاه كه جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و كار ما را براى ما به سامان رسان (۱۰)

 

إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿۱۰﴾

پس در آن غار سالیانى چند بر گوشهایشان پرده زدیم (۱۱)

 

فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْكَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا ﴿۱۱﴾

آنگاه آنان را بیدار كردیم تا بدانیم كدام یك از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب كرده‏اند (۱۲)

 

ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَیُّ الْحِزْبَیْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿۱۲﴾

ما خبرشان را بر تو درست‏حكایت مى‏كنیم آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم (۱۳)

 

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ﴿۱۳﴾

و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه كه [به قصد مخالفت با شرك] برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است جز او هرگز معبودى را نخواهیم خواند كه در این صورت قطعا ناصواب گفته‏ایم (۱۴)

 

وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا ﴿۱۴﴾

این قوم ما جز او معبودانى اختیار كرده‏اند چرا بر [حقانیت] آنها برهانى آشكار نمى‏آورند پس كیست‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد (۱۵)

 

هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا یَأْتُونَ عَلَیْهِم بِسُلْطَانٍ بَیِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ﴿۱۵﴾

و چون از آنها و از آنچه كه جز خدا مى‏پرستند كناره گرفتید پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت‏خود بر شما بگستراند و براى شما در كارتان گشایشى فراهم سازد (۱۶)

 

وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ یَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ویُهَیِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا ﴿۱۶﴾

و آفتاب را مى‏بینى كه چون برمى‏آید از غارشان به سمت راست مایل است و چون فرو مى‏شود از سمت چپ دامن برمى‏چیند در حالى كه آنان در جایى فراخ از آن [غار قرار گرفته]اند این از نشانه‏هاى [قدرت] خداست‏خدا هر كه را راهنمایى كند او راه‏یافته است و هر كه را بى‏راه گذارد هرگز براى او یارى راهبر نخواهى یافت (۱۷)

 

وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِی فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ مَن یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِدًا ﴿۱۷﴾

و مى‏پندارى كه ایشان بیدارند در حالى كه خفته‏اند و آنها را به پهلوى راست و چپ مى‏گردانیم و سگشان بر آستانه [غار] دو دست‏خود را دراز كرده [بود] اگر بر حال آنان اطلاع مى‏یافتى گریزان روى از آنها برمى‏تافتى و از [مشاهده] آنها آكنده از بیم مى‏شدى (۱۸)

 

وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿۱۸﴾

و این چنین بیدارشان كردیم تا میان خود از یكدیگر پرسش كنند گوینده‏اى از آنان گفت چقدر مانده‏اید گفتند روزى یا پاره‏اى از روز را مانده‏ایم [سرانجام] گفتند پروردگارتان به آنچه مانده‏اید داناتر است اینك یكى از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید تا ببیند كدام یك از غذاهاى آن پاكیزه‏تر است و از آن غذایى برایتان بیاورد و باید زیركى به خرج دهد و هیچ كس را از [حال] شما آگاه نگرداند (۱۹)

 

وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِیَتَسَاءلُوا بَیْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَةِ فَلْیَنظُرْ أَیُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْیَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْیَتَلَطَّفْ وَلَا یُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ﴿۱۹﴾

چرا كه اگر آنان بر شما دست‏یابند سنگسارتان مى‏كنند یا شما را به كیش خود بازمى‏گردانند و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهید دید (۲۰)

 

إِنَّهُمْ إِن یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ یَرْجُمُوكُمْ أَوْ یُعِیدُوكُمْ فِی مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا ﴿۲۰﴾

و بدین گونه [مردم آن دیار را] بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند كه وعده خدا راست است و [در فرا رسیدن] قیامت هیچ شكى نیست هنگامى كه میان خود در كارشان با یكدیگر نزاع مى‏كردند پس [عده‏اى] گفتند بر روى آنها ساختمانى بنا كنید پروردگارشان به [حال] آنان داناتر است [سرانجام] كسانى كه بر كارشان غلبه یافتند گفتند حتما بر ایشان معبدى بنا خواهیم كرد (۲۱)

 

وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَیْبَ فِیهَا إِذْ یَتَنَازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِم بُنْیَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا ﴿۲۱﴾

به زودى خواهند گفت‏سه تن بودند [و] چهارمین آنها سگشان بود و مى‏گویند پنج تن بودند [و] ششمین آنها سگشان بود تیر در تاریكى مى‏اندازند و [عده‏اى] مى‏گویند هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندكى [كسى شماره] آنها را نمى‏داند پس در باره ایشان جز به صورت ظاهر جدال مكن و در مورد آنها از هیچ كس جویا مشو (۲۲)

 

سَیَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَیَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا یَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِیلٌ فَلَا تُمَارِ فِیهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِیهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿۲۲﴾

و زنهار در مورد چیزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد (۲۳)

 

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿۲۳﴾

مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را یاد كن و بگو امید كه پروردگارم مرا به راهى كه نزدیكتر از این به صواب است هدایت كند (۲۴)

 

إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَى أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا ﴿۲۴﴾

و سیصد سال در غارشان درنگ كردند و نه سال [نیز بر آن] افزودند (۲۵)

 

وَلَبِثُوا فِی كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا ﴿۲۵﴾

بگو خدا به آنچه درنگ كردند داناتر است نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد وه چه بینا و شنواست براى آنان یاورى جز او نیست و هیچ كس را در فرمانروایى خود شریك نمى‏گیرد (۲۶)

 

قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا یُشْرِكُ فِی حُكْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶﴾

و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان كلمات او را تغییردهنده‏اى نیست و جز او هرگز پناهى نخواهى یافت (۲۷)

 

وَاتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا ﴿۲۷﴾

و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكیبایى پیشه كن و دو دیده‏ات را از آنان برمگیر كه زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروى كرده و [اساس] كارش بر زیاده‏روى است اطاعت مكن (۲۸)

 

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ﴿۲۸﴾

و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ایم كه سراپرده‏هایش آنان را در بر مى‏گیرد و اگر فریادرسى جویند به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ها را بریان مى‏كند یارى مى‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است (۲۹)

 

وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا ﴿۲۹﴾

كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند [بدانند كه] ما پاداش كسى را كه نیكوكارى كرده است تباه نمى‏كنیم (۳۰)

 

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ﴿۳۰﴾

آنانند كه بهشتهاى عدن به ایشان اختصاص دارد كه از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى‏شوند و جامه‏هایى سبز از پرنیان نازك و حریر ستبر مى‏پوشند در آنجا بر سریرها تكیه مى‏زنند چه خوش پاداش و نیكو تكیه‏گاهى (۳۱)

 

أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا ﴿۳۱﴾

و براى آنان آن دو مرد را مثل بزن كه به یكى از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو [باغ] را با درختان خرما پوشاندیم و میان آن دو را كشتزارى قرار دادیم (۳۲)

 

وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَیْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَیْنَهُمَا زَرْعًا ﴿۳۲﴾

هر یك از این دو باغ محصول خود را [به موقع] مى‏داد و از [صاحبش] چیزى دریغ نمى‏ورزید و میان آن دو [باغ] نهرى روان كرده بودیم (۳۳)

 

كِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا ﴿۳۳﴾

و براى او میوه فراوان بود پس به رفیقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد گفت مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم (۳۴)

 

وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا ﴿۳۴﴾

و در حالى كه او به خویشتن ستمكار بود داخل باغ شد [و] گفت گمان نمى‏كنم این نعمت هرگز زوال پذیرد (۳۵)

 

وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا ﴿۳۵﴾

و گمان نمى‏كنم كه رستاخیز بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از این را در بازگشت‏خواهم یافت (۳۶)

 

وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا ﴿۳۶﴾

رفیقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد به او گفت آیا به آن كسى كه تو را از خاك سپس از نطفه آفرید آنگاه تو را [به صورت] مردى درآورد كافر شدى (۳۷)

 

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا ﴿۳۷﴾

اما من [مى‏گویم] اوست‏خدا پروردگار من و هیچ كس را با پروردگارم شریك نمى‏سازم (۳۸)

 

لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّی أَحَدًا ﴿۳۸﴾

و چون داخل باغت‏شدى چرا نگفتى ماشاء الله نیرویى جز به [قدرت] خدا نیست اگر مرا از حیث مال و فرزند كمتر از خود مى‏بینى (۳۹)

 

وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا ﴿۳۹﴾

امید است كه پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید و بر آن [باغ تو] آفتى از آسمان بفرستد تا به زمینى هموار و لغزنده تبدیل گردد (۴۰)

 

فَعَسَى رَبِّی أَن یُؤْتِیَنِ خَیْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَیُرْسِلَ عَلَیْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا ﴿۴۰﴾

یا آب آن [در زمین] فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى (۴۱)

 

أَوْ یُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَبًا ﴿۴۱﴾

[تا به او رسید آنچه را باید برسد] و [آفت آسمانى] میوه‏هایش را فرو گرفت پس براى [از كف دادن] آنچه در آن [باغ] هزینه كرده بود دستهایش را بر هم مى‏زد در حالى كه داربستهاى آن فرو ریخته بود و [به حسرت] مى‏گفت اى كاش هیچ كس را شریك پروردگارم نمى‏ساختم (۴۲)

 

وَأُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ كَفَّیْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِیهَا وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّی أَحَدًا ﴿۴۲﴾

و او را در برابر خدا گروهى نبود تا یاریش كنند و توانى نداشت كه خود را یارى كند (۴۳)

 

وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا ﴿۴۳﴾

در آنجا [آشكار شد كه] یارى به خداى حق تعلق دارد اوست بهترین پاداش و [اوست] بهترین فرجام (۴۴)

 

هُنَالِكَ الْوَلَایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوَابًا وَخَیْرٌ عُقْبًا ﴿۴۴﴾

و براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن كه مانند آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستادیم سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و [چنان] خشك گردید كه بادها پراكنده‏اش كردند و خداست كه همواره بر هر چیزى تواناست (۴۵)

 

وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِرًا ﴿۴۵﴾

مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیكیهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است (۴۶)

 

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا ﴿۴۶﴾

و [یاد كن] روزى را كه كوهها را به حركت درمى‏آوریم و زمین را آشكار [و صاف] مى‏بینى و آنان را گرد مى‏آوریم و هیچ یك را فرو گذار نمى‏كنیم (۴۷)

 

وَیَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا ﴿۴۷﴾

و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه مى‏شوند [و به آنها مى‏فرماید] به راستى همان گونه كه نخستین بار شما را آفریدیم [باز] به سوى ما آمدید بلكه پنداشتید هرگز براى شما موعدى مقرر قرار نخواهیم داد (۴۸)

 

وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا ﴿۴۸﴾

و كارنامه [عمل شما در میان] نهاده مى‏شود آنگاه بزهكاران را از آنچه در آن است بیمناك مى‏بینى و مى‏گویند اى واى بر ما این چه نامه‏اى است كه هیچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته جز اینكه همه را به حساب آورده است و آنچه را انجام داده‏اند حاضر یابند و پروردگار تو به هیچ كس ستم روا نمى‏دارد (۴۹)

 

وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا ﴿۴۹﴾

و [یاد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم آدم را سجده كنید پس [همه] جز ابلیس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گیرید و حال آنكه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند (۵۰)

 

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا ﴿۵۰﴾

[من] آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین به شهادت طلبیدم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیستم كه گمراهگران را همكار خود بگیرم (۵۱)

 

مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا ﴿۵۱﴾

و [یاد كن] روزى را كه [خدا] مى‏گوید آنهایى را كه شریكان من پنداشتید ندا دهید پس آنها را بخوانند و[لى] اجابتشان نكنند و ما میان آنان ورطه‏اى قرار دهیم (۵۲)

 

وَیَوْمَ یَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِیَ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَیْنَهُم مَّوْبِقًا ﴿۵۲﴾

و گناهكاران آتش [دوزخ] را مى‏بینند و درمى‏یابند كه در آن خواهند افتاد و از آن راه گریزى نیابند (۵۳)

 

وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ یَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا ﴿۵۳﴾

و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم و[لى] انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد (۵۴)

 

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا ﴿۵۴﴾

و چیزى مانع مردم نشد از اینكه وقتى هدایت به سویشان آمد ایمان بیاورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند جز اینكه [مستحق شوند] تا سنت [خدا در مورد عذاب] پیشینیان در باره آنان [نیز] به كار رود یا عذاب رویارویشان بیاید (۵۵)

 

وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن یُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَیَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا ﴿۵۵﴾

و پیامبران [خود] را جز بشارت‏دهنده و بیم‏رسان گسیل نمى‏داریم و كسانى كه كافر شده‏اند به باطل مجادله مى‏كنند تا به وسیله آن حق را پایمال گردانند و نشانه‏هاى من و آنچه را [بدان] بیم داده شده‏اند به ریشخند گرفتند (۵۶)

 

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَیُجَادِلُ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا ﴿۵۶﴾

و كیست‏ستمكارتر از آن كس كه به آیات پروردگارش پند داده شده و از آن روى برتافته و دستاورد پیشینه خود را فراموش كرده است ما بر دلهاى آنان پوششهایى قرار دادیم تا آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینى [نهادیم] و اگر آنها را به سوى هدایت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد (۵۷)

 

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِیَ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن یَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿۵۷﴾

و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است اگر به [جرم] آنچه مرتكب شده‏اند آنها را مؤاخذه مى‏كرد قطعا در عذاب آنان تعجیل مى‏نمود [ولى چنین نمى كند] بلكه براى آنها سر رسیدى است كه هرگز از برابر آن راه گریزى نمى‏یابند (۵۸)

 

وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ یُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن یَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا ﴿۵۸﴾

و [مردم] آن شهرها چون بیدادگرى كردند هلاكشان كردیم و براى هلاكتشان موعدى مقرر داشتیم (۵۹)

 

وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا ﴿۵۹﴾

و [یاد كن] هنگامى را كه موسى به جوان [همراه] خود گفت دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم هر چند سالها[ى سال] سیر كنم (۶۰)

 

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا ﴿۶۰﴾

پس چون به محل برخورد دو [دریا] رسیدند ماهى خودشان را فراموش كردند و ماهى در دریا راه خود را در پیش گرفت [و رفت] (۶۱)

 

فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا ﴿۶۱﴾

و هنگامى كه [از آنجا] گذشتند [موسى] به جوان خود گفت غذایمان را بیاور كه راستى ما از این سفر رنج بسیار دیدیم (۶۲)

 

فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِینَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا ﴿۶۲﴾

گفت دیدى وقتى به سوى آن صخره پناه جستیم من ماهى را فراموش كردم و جز شیطان [كسى] آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم و به طور عجیبى راه خود را در دریا پیش گرفت (۶۳)

 

قَالَ أَرَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَبًا ﴿۶۳﴾

گفت این همان بود كه ما مى‏جستیم پس جستجوكنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند (۶۴)

 

قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا ﴿۶۴﴾

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم (۶۵)

 

فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ﴿۶۵﴾

موسى به او گفت آیا تو را به شرط اینكه از بینشى كه آموخته شده‏اى به من یاد دهى پیروى كنم (۶۶)

 

قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿۶۶﴾

گفت تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى (۶۷)

 

قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿۶۷﴾

و چگونه مى‏توانى بر چیزى كه به شناخت آن احاطه ندارى صبر كنى (۶۸)

 

وَكَیْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿۶۸﴾

گفت ان شاء الله مرا شكیبا خواهى یافت و در هیچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد (۶۹)

 

قَالَ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَكَ أَمْرًا ﴿۶۹﴾

گفت اگر مرا پیروى مى‏كنى پس از چیزى سؤال مكن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز كنم (۷۰)

 

قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَن شَیْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا ﴿۷۰﴾

پس رهسپار گردیدند تا وقتى كه سوار كشتى شدند [وى] آن را سوراخ كرد [موسى] گفت آیا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشینانش را غرق كنى واقعا به كار ناروایى مبادرت ورزیدى (۷۱)

 

فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِی السَّفِینَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَیْئًا إِمْرًا ﴿۷۱﴾

گفت آیا نگفتم كه تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى (۷۲)

 

قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿۷۲﴾

[موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگیر (۷۳)

 

قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْرًا ﴿۷۳﴾

پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسى به او ] گفت آیا شخص بى‏گناهى را بدون اینكه كسى را به قتل رسانده باشد كشتى واقعا كار ناپسندى مرتكب شدى (۷۴)

 

فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِیَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُّكْرًا ﴿۷۴﴾

گفت آیا به تو نگفتم كه هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى (۷۵)

 

قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا ﴿۷۵﴾

[موسى] گفت اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم دیگر با من همراهى مكن [و] از جانب من قطعا معذور خواهى بود (۷۶)

 

قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَیْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِی قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّی عُذْرًا ﴿۷۶﴾

پس رفتند تا به اهل قریه‏اى رسیدند از مردم آنجا خوراكى خواستند و[لى آنها] از مهمان نمودن آن دو خوددارى كردند پس در آنجا دیوارى یافتند كه مى‏خواست فرو ریزد و [بنده ما] آن را استوار كرد [موسى] گفت اگر مى‏خواستى [مى‏توانستى] براى آن مزدى بگیرى (۷۷)

 

فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَیَا أَهْلَ قَرْیَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یُرِیدُ أَنْ یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرًا ﴿۷۷﴾

گفت این [بار دیگر وقت] جدایى میان من و توست به زودى تو را از تاویل آنچه كه نتوانستى بر آن صبر كنى آگاه خواهم ساخت (۷۸)

 

قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا ﴿۷۸﴾

اما كشتى از آن بینوایانى بود كه در دریا كار مى‏كردند خواستم آن را معیوب كنم [چرا كه] پیشاپیش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور مى‏گرفت (۷۹)

 

أَمَّا السَّفِینَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِیبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ یَأْخُذُ كُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا ﴿۷۹﴾

و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسیدیم [مبادا] آن دو را به طغیان و كفر بكشد (۸۰)

 

وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَانًا وَكُفْرًا ﴿۸۰﴾

پس خواستیم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد (۸۱)

 

فَأَرَدْنَا أَن یُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَیْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿۸۱﴾

و اما دیوار از آن دو پسر [بچه] یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نیكوكار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [یتیم] به حد رشد برسند و گنجینه خود را كه رحمتى از جانب پروردگارت بود بیرون آورند و این [كارها] را من خودسرانه انجام ندادم این بود تاویل آنچه كه نتوانستى بر آن شكیبایى ورزى (۸۲)

 

وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَیَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ذَلِكَ تَأْوِیلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا ﴿۸۲﴾

و از تو در باره ذوالقرنین مى‏پرسند بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند (۸۳)

 

وَیَسْأَلُونَكَ عَن ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا ﴿۸۳﴾

ما در زمین به او امكاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‏اى بدو بخشیدیم (۸۴)

 

إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن كُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا ﴿۸۴﴾

تا راهى را دنبال كرد (۸۵)

 

فَأَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۵﴾

تا آنگاه كه به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد كه [خورشید] در چشمه‏اى گل‏آلود و سیاه غروب مى‏كند و نزدیك آن طایفه‏اى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب مى‏كنى یا در میانشان [روش] نیكویى پیش مى‏گیرى (۸۶)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ﴿۸۶﴾

گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهیم كرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏خواهد كرد (۸۷)

 

قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا ﴿۸۷﴾

و اما هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداشى [هر چه] نیكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان واخواهیم داشت (۸۸)

 

وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا ﴿۸۸﴾

سپس راهى [دیگر] را دنبال كرد (۸۹)

 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۹﴾

تا آنگاه كه به جایگاه برآمدن خورشید رسید [خورشید] را [چنین] یافت كه بر قومى طلوع مى‏كرد كه براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم (۹۰)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا ﴿۹۰﴾

این چنین [مى‏رفت] و قطعا به خبرى كه پیش او بود احاطه داشتیم (۹۱)

 

كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا ﴿۹۱﴾

باز راهى را دنبال نمود (۹۲)

 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۹۲﴾

تا وقتى به میان دو سد رسید در برابر آن دو [سد] طایفه‏اى را یافت كه نمى‏توانستند هیچ زبانى را بفهمند (۹۳)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا یَكَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا ﴿۹۳﴾

گفتند اى ذوالقرنین یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد مى‏كنند آیا [ممكن است] مالى در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدى قرار دهى (۹۴)

 

قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا ﴿۹۴﴾

گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالى شما] بهتر است مرا با نیرویى [انسانى] یارى كنید [تا] میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم (۹۵)

 

قَالَ مَا مَكَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَكُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا ﴿۹۵﴾

براى من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه كه میان دو كوه برابر شد گفت بدمید تا وقتى كه آن [قطعات] را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم (۹۶)

 

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا ﴿۹۶﴾

[در نتیجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند (۹۷)

 

فَمَا اسْطَاعُوا أَن یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ﴿۹۷﴾

گفت این رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است (۹۸)

 

قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّی فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا ﴿۹۸﴾

و در آن روز آنان را رها مى‏كنیم تا موج‏آسا بعضى با برخى درآمیزند و [همین كه] در صور دمیده شود همه آنها را گرد خواهیم آورد (۹۹)

 

وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا ﴿۹۹﴾

و آن روز جهنم را آشكارا به كافران بنماییم (۱۰۰)

 

وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِینَ عَرْضًا ﴿۱۰۰﴾

[به] همان كسانى كه چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق] نداشتند (۱۰۱)

 

الَّذِینَ كَانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاء عَن ذِكْرِی وَكَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا ﴿۱۰۱﴾

آیا كسانى كه كفر ورزیده‏اند پنداشته‏اند كه [مى‏توانند] به جاى من بندگانم را سرپرست بگیرند ما جهنم را آماده كرده‏ایم تا جایگاه پذیرایى كافران باشد (۱۰۲)

 

أَفَحَسِبَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَن یَتَّخِذُوا عِبَادِی مِن دُونِی أَوْلِیَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ نُزُلًا ﴿۱۰۲﴾

بگو آیا شما را از زیانكارترین مردم آگاه گردانم (۱۰۳)

 

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا ﴿۱۰۳﴾

[آنان] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند (۱۰۴)

 

الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿۱۰۴﴾

[آرى] آنان كسانى‏اند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد (۱۰۵)

 

أُولَئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا ﴿۱۰۵﴾

این جهنم سزاى آنان است چرا كه كافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند (۱۰۶)

 

ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَرُسُلِی هُزُوًا ﴿۱۰۶﴾

بى‏گمان كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند باغهاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است (۱۰۷)

 

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا ﴿۱۰۷﴾

جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى‏كنند (۱۰۸)

 

خَالِدِینَ فِیهَا لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا ﴿۱۰۸﴾

بگو اگر دریا براى كلمات پروردگارم مركب شود پیش از آنكه كلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعا دریا پایان مى‏یابد هر چند نظیرش را به مدد [آن] بیاوریم (۱۰۹)

 

قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا ﴿۱۰۹﴾

بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدایى یگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به كار شایسته بپردازد و هیچ كس را در پرستش پروردگارش شریك نسازد (۱۱۰)

 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴿۱۱۰﴾




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : اکبر صادقی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :