تبلیغات
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها - طه
 
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها
التماس دعا خیر و فاتحه نثار روح مادر و پدرم
سوره ۲۰: طه - جزء ۱۶


 
   




به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

طه (۱)

 

طه ﴿۱﴾

قرآن را بر تو نازل نكردیم تا به رنج افتى (۲)

 

مَا أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ﴿۲﴾

جز اینكه براى هر كه مى‏ترسد پندى باشد (۳)

 

إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن یَخْشَى ﴿۳﴾

[كتابى است] نازل شده از جانب كسى كه زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است (۴)

 

تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾

خداى رحمان كه بر عرش استیلا یافته است (۵)

 

الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴿۵﴾

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاك است از آن اوست (۶)

 

لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ﴿۶﴾

و اگر سخن به آواز گویى او نهان و نهان‏تر را مى‏داند (۷)

 

وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ﴿۷﴾

خدایى كه جز او معبودى نیست [و] نامهاى نیكو به او اختصاص دارد (۸)

 

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴿۸﴾

و آیا خبر موسى به تو رسید (۹)

 

وَهَلْ أَتَاكَ حَدِیثُ مُوسَى ﴿۹﴾

هنگامى كه آتشى دید پس به خانواده خود گفت درنگ كنید زیرا من آتشى دیدم امید كه پاره‏اى از آن براى شما بیاورم یا در پرتو آتش راه [خود را باز] یابم (۱۰)

 

إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّی آتِیكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿۱۰﴾

پس چون بدان رسید ندا داده شد كه اى موسى (۱۱)

 

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی یَا مُوسَى ﴿۱۱﴾

این منم پروردگار تو پاى‏پوش خویش بیرون آور كه تو در وادى مقدس طوى هستى (۱۲)

 

إِنِّی أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿۱۲﴾

و من تو را برگزیده‏ام پس بدانچه وحى مى‏شود گوش فرا ده (۱۳)

 

وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى ﴿۱۳﴾

منم من خدایى كه جز من خدایى نیست پس مرا پرستش كن و به یاد من نماز برپا دار (۱۴)

 

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی ﴿۱۴﴾

در حقیقت قیامت فرارسنده است مى‏خواهم آن را پوشیده دارم تا هر كسى به [موجب] آنچه مى‏كوشد جزا یابد (۱۵)

 

إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِیَةٌ أَكَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿۱۵﴾

پس هرگز نباید كسى كه به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروى كرده است تو را از [ایمان به] آن باز دارد كه هلاك خواهى شد (۱۶)

 

فَلاَ یَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لاَ یُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى ﴿۱۶﴾

و اى موسى در دست راست تو چیست (۱۷)

 

وَمَا تِلْكَ بِیَمِینِكَ یَا مُوسَى ﴿۱۷﴾

گفت این عصاى من است بر آن تكیه مى‏دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تكانم و كارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى‏آید (۱۸)

 

قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَكَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى ﴿۱۸﴾

فرمود اى موسى آن را بینداز (۱۹)

 

قَالَ أَلْقِهَا یَا مُوسَى ﴿۱۹﴾

پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد كه به سرعت مى‏خزید (۲۰)

 

فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعَى ﴿۲۰﴾

فرمود آن را بگیر و مترس به زودى آن را به حال نخستینش بازخواهیم گردانید (۲۱)

 

قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِیدُهَا سِیرَتَهَا الْأُولَى ﴿۲۱﴾

و دست‏خود را به پهلویت ببر سپید بى‏گزند برمى‏آید [این] معجزه‏اى دیگر است (۲۲)

 

وَاضْمُمْ یَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَةً أُخْرَى ﴿۲۲﴾

تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمایانیم (۲۳)

 

لِنُرِیَكَ مِنْ آیَاتِنَا الْكُبْرَى ﴿۲۳﴾

به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است (۲۴)

 

اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۲۴﴾

گفت پروردگارا سینه‏ام را گشاده گردان (۲۵)

 

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی ﴿۲۵﴾

و كارم را براى من آسان ساز (۲۶)

 

وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی ﴿۲۶﴾

و از زبانم گره بگشاى (۲۷)

 

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی ﴿۲۷﴾

[تا] سخنم را بفهمند (۲۸)

 

یَفْقَهُوا قَوْلِی ﴿۲۸﴾

و براى من دستیارى از كسانم قرار ده (۲۹)

 

وَاجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی ﴿۲۹﴾

هارون برادرم را (۳۰)

 

هَارُونَ أَخِی ﴿۳۰﴾

پشتم را به او استوار كن (۳۱)

 

اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی ﴿۳۱﴾

و او را شریك كارم گردان (۳۲)

 

وَأَشْرِكْهُ فِی أَمْرِی ﴿۳۲﴾

تا تو را فراوان تسبیح گوییم (۳۳)

 

كَیْ نُسَبِّحَكَ كَثِیرًا ﴿۳۳﴾

و بسیار به یاد تو باشیم (۳۴)

 

وَنَذْكُرَكَ كَثِیرًا ﴿۳۴﴾

زیرا تو همواره به [حال] ما بینایى (۳۵)

 

إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِیرًا ﴿۳۵﴾

فرمود اى موسى خواسته‏ات به تو داده شد (۳۶)

 

قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَكَ یَا مُوسَى ﴿۳۶﴾

و به راستى بار دیگر [هم] بر تو منت نهادیم (۳۷)

 

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْكَ مَرَّةً أُخْرَى ﴿۳۷﴾

هنگامى كه به مادرت آنچه را كه [باید] وحى مى‏شد وحى كردیم (۳۸)

 

إِذْ أَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا یُوحَى ﴿۳۸﴾

كه او را در صندوقچه‏اى بگذار سپس در دریایش افكن تا دریا [=رود نیل] او را به كرانه اندازد [و] دشمن من و دشمن وى او را برگیرد و مهرى از خودم بر تو افكندم تا زیر نظر من پرورش یابى (۳۹)

 

أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسَّاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّی وَعَدُوٌّ لَّهُ وَأَلْقَیْتُ عَلَیْكَ مَحَبَّةً مِّنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَیْنِی ﴿۳۹﴾

آنگاه كه خواهر تو مى‏رفت و مى‏گفت آیا شما را بر كسى كه عهده‏دار او گردد دلالت كنم پس تو را به سوى مادرت بازگردانیدیم تا دیده‏اش روشن شود و غم نخورد و [سپس] شخصى را كشتى و [ما] تو را از اندوه رهانیدیم و تو را بارها آزمودیم و سالى چند در میان اهل مدین ماندى سپس اى موسى در زمان مقدر [و مقتضى] آمدى (۴۰)

 

إِذْ تَمْشِی أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن یَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّیْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ یَا مُوسَى ﴿۴۰﴾

و تو را براى خود پروردم (۴۱)

 

وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی ﴿۴۱﴾

تو و برادرت معجزه‏هاى مرا [براى مردم] ببرید و در یادكردن من سستى مكنید (۴۲)

 

اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِآیَاتِی وَلَا تَنِیَا فِی ذِكْرِی ﴿۴۲﴾

به سوى فرعون بروید كه او به سركشى برخاسته (۴۳)

 

اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۴۳﴾

و با او سخنى نرم گویید شاید كه پند پذیرد یا بترسد (۴۴)

 

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشَى ﴿۴۴﴾

آن دو گفتند پروردگارا ما مى‏ترسیم كه [او] آسیبى به ما برساند یا آنكه سركشى كند (۴۵)

 

قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَن یَطْغَى ﴿۴۵﴾

فرمود مترسید من همراه شمایم مى‏شنوم و مى‏بینم (۴۶)

 

قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ﴿۴۶﴾

پس به سوى او بروید و بگویید ما دو فرستاده پروردگار توایم پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست و عذابشان مكن به راستى ما براى تو از جانب پروردگارت معجزه‏اى آورده‏ایم و بر هر كس كه از هدایت پیروى كند درود باد (۴۷)

 

فَأْتِیَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآیَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ﴿۴۷﴾

در حقیقت به سوى ما وحى آمده كه عذاب بر كسى است كه تكذیب كند و روى گرداند (۴۸)

 

إِنَّا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۴۸﴾

[فرعون] گفت اى موسى پروردگار شما دو تن كیست (۴۹)

 

قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا یَا مُوسَى ﴿۴۹﴾

گفت پروردگار ما كسى است كه هر چیزى را خلقتى كه درخور اوست داده سپس آن را هدایت فرموده است (۵۰)

 

قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ﴿۵۰﴾

گفت‏حال نسلهاى گذشته چون است (۵۱)

 

قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى ﴿۵۱﴾

گفت علم آن در كتابى نزد پروردگار من است پروردگارم نه خطا مى‏كند و نه فراموش مى‏نماید (۵۲)

 

قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی فِی كِتَابٍ لَّا یَضِلُّ رَبِّی وَلَا یَنسَى ﴿۵۲﴾

همان كسى كه زمین را برایتان گهواره‏اى ساخت و براى شما در آن راهها ترسیم كرد و از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن رستنیهاى گوناگون جفت جفت بیرون آوردیم (۵۳)

 

الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِیهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى ﴿۵۳﴾

بخورید و دامهایتان را بچرانید كه قطعا در اینها براى خردمندان نشانه‏هایى است (۵۴)

 

كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّأُوْلِی النُّهَى ﴿۵۴﴾

از این [زمین] شما را آفریده‏ایم در آن شما را بازمى‏گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‏آوریم (۵۵)

 

مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِیهَا نُعِیدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ﴿۵۵﴾

در حقیقت [ما] همه آیات خود را به [فرعون] نشان دادیم ولى [او آنها را] دروغ پنداشت و نپذیرفت (۵۶)

 

وَلَقَدْ أَرَیْنَاهُ آیَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى ﴿۵۶﴾

گفت اى موسى آمده‏اى تا با سحر خود ما را از سرزمینمان بیرون كنى (۵۷)

 

قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ یَا مُوسَى ﴿۵۷﴾

ما [هم] قطعا براى تو سحرى مثل آن خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدى بگذار كه نه ما آن را خلاف كنیم و نه تو [آن هم] در جایى هموار (۵۸)

 

فَلَنَأْتِیَنَّكَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنَا وَبَیْنَكَ مَوْعِدًا لَّا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنتَ مَكَانًا سُوًى ﴿۵۸﴾

[موسى] گفت موعد شما روز جشن باشد كه مردم پیش از ظهر گرد مى‏آیند (۵۹)

 

قَالَ مَوْعِدُكُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ وَأَن یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ﴿۵۹﴾

پس فرعون رفت و [همه] نیرنگ خود را گرد آورد و بازآمد (۶۰)

 

فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَیْدَهُ ثُمَّ أَتَى ﴿۶۰﴾

موسى به [ساحران] گفت واى بر شما به خدا دروغ مبندید كه شما را به عذابى [سخت] هلاك مى‏كند و هر كه دروغ بندد نومید مى‏گردد (۶۱)

 

قَالَ لَهُم مُّوسَى وَیْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَیُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى ﴿۶۱﴾

[ساحران] میان خود در باره كارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند (۶۲)

 

فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَیْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى ﴿۶۲﴾

[فرعونیان] گفتند قطعا این دو تن ساحرند [و] مى‏خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون كنند و آیین والاى شما را براندازند (۶۳)

 

قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ یُرِیدَانِ أَن یُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَیَذْهَبَا بِطَرِیقَتِكُمُ الْمُثْلَى ﴿۶۳﴾

پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید در حقیقت امروز هر كه فایق آید خوشبخت مى‏شود (۶۴)

 

فَأَجْمِعُوا كَیْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى ﴿۶۴﴾

[ساحران] گفتند اى موسى یا تو مى‏افكنى یا [ما] نخستین كس باشیم كه مى اندازیم (۶۵)

 

قَالُوا یَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِیَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى ﴿۶۵﴾

گفت [نه] بلكه شما بیندازید پس ناگهان ریسمانها و چوبدستى‏هایشان بر اثر سحرشان در خیال او [چنین] مى‏نمود كه آنها به شتاب مى‏خزند (۶۶)

 

قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ﴿۶۶﴾

و موسى در خود بیمى احساس كرد (۶۷)

 

فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُّوسَى ﴿۶۷﴾

گفتیم مترس كه تو خود برترى (۶۸)

 

قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَى ﴿۶۸﴾

و آنچه در دست راست دارى بینداز تا هر چه را ساخته‏اند ببلعد در حقیقت آنچه سرهم‏بندى كرده‏اند افسون افسونگر است و افسونگر هر جا برود رستگار نمى شود (۶۹)

 

وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَیْدُ سَاحِرٍ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى ﴿۶۹﴾

پس ساحران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار موسى و هارون ایمان آوردیم (۷۰)

 

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى ﴿۷۰﴾

[فرعون] گفت آیا پیش از آنكه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است پس بى‏شك دستهاى شما و پاهایتان را یكى از راست و یكى از چپ قطع مى‏كنم و شما را بر تنه‏هاى درخت‏خرما به دار مى‏آویزم تا خوب بدانید عذاب كدام یك از ما سخت‏تر و پایدارتر است (۷۱)

 

قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِیرُكُمُ الَّذِی عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَیُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى ﴿۷۱﴾

گفتند ما هرگز تو را بر معجزاتى كه به سوى ما آمده و [بر] آن كس كه ما را پدید آورده است ترجیح نخواهیم داد پس هر حكمى مى‏خواهى بكن كه تنها در این زندگى دنیاست كه [تو] حكم مى‏رانى (۷۲)

 

قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالَّذِی فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِی هَذِهِ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا ﴿۷۲﴾

ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما و آن سحرى كه ما را بدان واداشتى بر ما ببخشاید و خدا بهتر و پایدارتر است (۷۳)

 

إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِیَغْفِرَ لَنَا خَطَایَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَیْرٌ وَأَبْقَى ﴿۷۳﴾

در حقیقت هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‏میرد و نه زندگى مى‏یابد (۷۴)

 

إِنَّهُ مَن یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیى ﴿۷۴﴾

و هر كه مؤمن به نزد او رود در حالى كه كارهاى شایسته انجام داده باشد براى آنان درجات والا خواهد بود (۷۵)

 

وَمَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى ﴿۷۵﴾

بهشتهاى عدن كه از زیر [درختان] آن جویبارها روان است جاودانه در آن مى‏مانند و این است پاداش كسى كه به پاكى گراید (۷۶)

 

جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى ﴿۷۶﴾

و در حقیقت به موسى وحى كردیم كه بندگانم را شبانه ببر و راهى خشك در دریا براى آنان باز كن كه نه از فرارسیدن [دشمن] بترسى و نه [از غرق‏شدن] بیمناك باشى (۷۷)

 

وَلَقَدْ أَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقًا فِی الْبَحْرِ یَبَسًا لَّا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى ﴿۷۷﴾

پس فرعون با لشكریانش آنها را دنبال كرد و[لى] از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید فرو پوشانید (۷۸)

 

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ ﴿۷۸﴾

و فرعون قوم خود را گمراه كرد و هدایت ننمود (۷۹)

 

وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى ﴿۷۹﴾

اى فرزندان اسرائیل در حقیقت [ما] شما را از [دست] دشمنتان رهانیدیم و در جانب راست طور با شما وعده نهادیم و بر شما ترنجبین و بلدرچین فرو فرستادیم (۸۰)

 

یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ قَدْ أَنجَیْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَیْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَیْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى ﴿۸۰﴾

از خوراكیهاى پاكیزه‏اى كه روزى شما كردیم بخورید و[لى] در آن زیاده‏روى مكنید كه خشم من بر شما فرود آید و هر كس خشم من بر او فرود آید قطعا در [ورطه] هلاكت افتاده است (۸۱)

 

كُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْكُمْ غَضَبِی وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى ﴿۸۱﴾

و به یقین من آمرزنده كسى هستم كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود (۸۲)

 

وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى ﴿۸۲﴾

و اى موسى چه چیز تو را [دور] از قوم خودت به شتاب واداشته است (۸۳)

 

وَمَا أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ یَا مُوسَى ﴿۸۳﴾

گفت اینان در پى منند و من اى پروردگارم به سویت‏شتافتم تا خشنود شوى (۸۴)

 

قَالَ هُمْ أُولَاء عَلَى أَثَرِی وَعَجِلْتُ إِلَیْكَ رَبِّ لِتَرْضَى ﴿۸۴﴾

فرمود در حقیقت ما قوم تو را پس از [عزیمت] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت (۸۵)

 

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ ﴿۸۵﴾

پس موسى خشمگین و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت [و] گفت اى قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده نیكو نداد آیا این مدت بر شما طولانى مى‏نمود یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید كه با وعده من مخالفت كردید (۸۶)

 

فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ یَا قَوْمِ أَلَمْ یَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَیْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن یَحِلَّ عَلَیْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِی ﴿۸۶﴾

گفتند ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نكردیم ولى از زینت‏آلات قوم بارهایى سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افكندیم و [خود] سامرى [هم زینت‏آلاتش را] همین گونه بینداخت (۸۷)

 

قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِیُّ ﴿۸۷﴾

پس براى آنان پیكر گوساله‏اى كه صدایى داشت بیرون آورد و [او و پیروانش] گفتند این خداى شما و خداى موسى است و [پیمان خدا را] فراموش كرد (۸۸)

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِیَ ﴿۸۸﴾

مگر نمى‏بینند كه [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمى‏دهد و به حالشان سود و زیانى ندارد (۸۹)

 

أَفَلَا یَرَوْنَ أَلَّا یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلًا وَلَا یَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا ﴿۸۹﴾

و در حقیقت هارون قبلا به آنان گفته بود اى قوم من شما به وسیله این [گوساله] مورد آزمایش قرار گرفته‏اید و پروردگار شما [خداى] رحمان است پس مرا پیروى كنید و فرمان مرا پذیرا باشید (۹۰)

 

وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ یَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِی وَأَطِیعُوا أَمْرِی ﴿۹۰﴾

گفتند ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهیم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد (۹۱)

 

قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاكِفِینَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى ﴿۹۱﴾

[موسى] گفت اى هارون وقتى دیدى آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد (۹۲)

 

قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا ﴿۹۲﴾

كه از من پیروى كنى آیا از فرمانم سر باز زدى (۹۳)

 

أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی ﴿۹۳﴾

گفت اى پسر مادرم نه ریش مرا بگیر و نه [موى] سرم را من ترسیدم بگویى میان بنى‏اسرائیل تفرقه انداختى و سخنم را مراعات نكردى (۹۴)

 

قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ﴿۹۴﴾

[موسى] گفت اى سامرى منظور تو چه بود (۹۵)

 

قَالَ فَمَا خَطْبُكَ یَا سَامِرِیُّ ﴿۹۵﴾

گفت به چیزى كه [دیگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیكر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبكارى كرد (۹۶)

 

قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی ﴿۹۶﴾

گفت پس برو كه بهره تو در زندگى این باشد كه [به هر كه نزدیك تو آمد] بگویى [به من] دست مزنید و تو را موعدى خواهد بود كه هرگز از آن تخلف نخواهى كرد و [اینك] به آن خدایى كه پیوسته ملازمش بودى بنگر آن را قطعا مى‏سوزانیم و خاكسترش مى‏كنیم [و] در دریا فرو مى‏پاشیم (۹۷)

 

قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِی الْحَیَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا ﴿۹۷﴾

معبود شما تنها آن خدایى است كه جز او معبودى نیست و دانش او همه چیز را در بر گرفته است (۹۸)

 

إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا ﴿۹۸﴾

این گونه از اخبار پیشین بر تو حكایت مى‏رانیم و مسلما به تو از جانب خود قرآنى داده‏ایم (۹۹)

 

كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنبَاء مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَیْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا ﴿۹۹﴾

هر كس از [پیروى] آن روى برتابد روز قیامت بار گناهى بر دوش مى‏گیرد (۱۰۰)

 

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وِزْرًا ﴿۱۰۰﴾

پیوسته در آن [حال] مى‏ماند و چه بد بارى روز قیامت‏خواهند داشت (۱۰۱)

 

خَالِدِینَ فِیهِ وَسَاء لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حِمْلًا ﴿۱۰۱﴾

[همان] روزى كه در صور دمیده مى‏شود و در آن روز مجرمان را كبودچشم برمى‏انگیزیم (۱۰۲)

 

یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ زُرْقًا ﴿۱۰۲﴾

میان خود به طور پنهانى با یكدیگر مى‏گویند شما [در دنیا] جز ده [روز بیش] نمانده‏اید (۱۰۳)

 

یَتَخَافَتُونَ بَیْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا ﴿۱۰۳﴾

ما داناتریم به آنچه مى‏گویند آنگاه كه نیك‏آیین‏ترین آنان مى‏گوید جز یك روز بیش نمانده‏اید (۱۰۴)

 

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ إِذْ یَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِیقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا یَوْمًا ﴿۱۰۴﴾

و از تو در باره كوهها مى‏پرسند بگو پروردگارم آنها را [در قیامت] ریز ریز خواهد ساخت (۱۰۵)

 

وَیَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ یَنسِفُهَا رَبِّی نَسْفًا ﴿۱۰۵﴾

پس آنها را پهن و هموار خواهد كرد (۱۰۶)

 

فَیَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ﴿۱۰۶﴾

نه در آن كژى مى‏بینى و نه ناهموارى (۱۰۷)

 

لَا تَرَى فِیهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ﴿۱۰۷﴾

در آن روز [همه مردم] داعى [حق] را كه هیچ انحرافى در او نیست پیروى مى‏كنند و صداها در مقابل [خداى] رحمان خاشع مى‏گردد و جز صدایى آهسته نمى‏شنوى (۱۰۸)

 

یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدَّاعِیَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا ﴿۱۰۸﴾

در آن روز شفاعت [به كسى] سود نبخشد مگر كسى را كه [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید (۱۰۹)

 

یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا ﴿۱۰۹﴾

آنچه را كه آنان در پیش دارند و آنچه را كه پشت‏سر گذاشته‏اند مى‏داند و حال آنكه ایشان بدان دانشى ندارند (۱۱۰)

 

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْمًا ﴿۱۱۰﴾

و چهره‏ها براى آن [خداى] زنده پاینده خضوع مى‏كنند و آن كس كه ظلمى بر دوش دارد نومید مى‏ماند (۱۱۱)

 

وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا ﴿۱۱۱﴾

و هر كس كارهاى شایسته كند در حالى كه مؤمن باشد نه از ستمى مى‏هراسد و نه از كاسته شدن [حقش] (۱۱۲)

 

وَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا یَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا ﴿۱۱۲﴾

و این گونه آن را [به صورت] قرآنى عربى نازل كردیم و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم شاید آنان راه تقوا در پیش گیرند یا [این كتاب] پندى تازه براى آنان بیاورد (۱۱۳)

 

وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا وَصَرَّفْنَا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا ﴿۱۱۳﴾

پس بلندمرتبه است‏خدا فرمانرواى بر حق و در [خواندن] قرآن پیش از آنكه وحى آن بر تو پایان یابد شتاب مكن و بگو پروردگارا بر دانشم بیفزاى (۱۱۴)

 

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْكَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا ﴿۱۱۴﴾

و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و[لى آن را] فراموش كرد و براى او عزمى [استوار] نیافتیم (۱۱۵)

 

وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿۱۱۵﴾

و [یاد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم براى آدم سجده كنید پس جز ابلیس كه سر باز زد [همه] سجده كردند (۱۱۶)

 

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى ﴿۱۱۶﴾

پس گفتیم اى آدم در حقیقت این [ابلیس] براى تو و همسرت دشمنى [خطرناك] است زنهار تا شما را از بهشت به در نكند تا تیره‏بخت گردى (۱۱۷)

 

فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ﴿۱۱۷﴾

در حقیقت براى تو در آنجا این [امتیاز] است كه نه گرسنه مى‏شوى و نه برهنه مى‏مانى (۱۱۸)

 

إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَى ﴿۱۱۸﴾

و [هم] اینكه در آنجا نه تشنه مى‏گردى و نه آفتاب‏زده (۱۱۹)

 

وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَى ﴿۱۱۹﴾

پس شیطان او را وسوسه كرد گفت اى آدم آیا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زایل نمى‏شود راه نمایم (۱۲۰)

 

فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَى ﴿۱۲۰﴾

آنگاه از آن [درخت ممنوع] خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع كردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و [این گونه] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت (۱۲۱)

 

فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ﴿۱۲۱﴾

سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وى را] هدایت كرد (۱۲۲)

 

ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیْهِ وَهَدَى ﴿۱۲۲﴾

فرمود همگى از آن [مقام] فرود آیید در حالى كه بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد هر كس از هدایتم پیروى كند نه گمراه مى‏شود و نه تیره‏بخت (۱۲۳)

 

قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِیعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى ﴿۱۲۳﴾

و هر كس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏كنیم (۱۲۴)

 

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى ﴿۱۲۴﴾

مى‏گوید پروردگارا چرا مرا نابینا محشور كردى با آنكه بینا بودم (۱۲۵)

 

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِیرًا ﴿۱۲۵﴾

مى‏فرماید همان طور كه نشانه‏هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى امروز همان گونه فراموش مى‏شوى (۱۲۶)

 

قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى ﴿۱۲۶﴾

و این گونه هر كه را به افراط گراییده و به نشانه‏هاى پروردگارش نگرویده است‏سزا مى‏دهیم و قطعا شكنجه آخرت سخت‏تر و پایدارتر است (۱۲۷)

 

وَكَذَلِكَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ یُؤْمِن بِآیَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ﴿۱۲۷﴾

آیا براى هدایتشان كافى نبود كه [ببینند] چه نسلها را پیش از آنان نابود كردیم كه [اینك آنها] در سراهاى ایشان راه مى‏روند به راستى براى خردمندان در این [امر] نشانه‏هایى [عبرت‏انگیز] است (۱۲۸)

 

أَفَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّأُوْلِی النُّهَى ﴿۱۲۸﴾

و اگر سخنى از پروردگارت پیشى نگرفته و موعدى معین مقرر نشده بود قطعا [عذاب آنها] لازم مى‏آمد (۱۲۹)

 

وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى ﴿۱۲۹﴾

پس بر آنچه مى‏گویند شكیبا باش و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز باشد كه خشنود گردى (۱۳۰)

 

فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿۱۳۰﴾

و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم دیدگان خود مدوز و [بدان كه] روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است (۱۳۱)

 

وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَأَبْقَى ﴿۱۳۱﴾

و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكیبا باش ما از تو جویاى روزى نیستیم ما به تو روزى مى‏دهیم و فرجام [نیك] براى پرهیزگارى است (۱۳۲)

 

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى ﴿۱۳۲﴾

و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى براى ما نمى‏آورد آیا دلیل روشن آنچه در صحیفه‏هاى پیشین است براى آنان نیامده است (۱۳۳)

 

وَقَالُوا لَوْلَا یَأْتِینَا بِآیَةٍ مِّن رَّبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَیِّنَةُ مَا فِی الصُّحُفِ الْأُولَى ﴿۱۳۳﴾

و اگر ما آنان را قبل از [آمدن قرآن] به عذابى هلاك مى‏كردیم قطعا مى‏گفتند پروردگارا چرا پیامبرى به سوى ما نفرستادى تا پیش از آنكه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروى كنیم (۱۳۴)

 

وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آیَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى ﴿۱۳۴﴾

بگو همه در انتظارند پس در انتظار باشید زودا كه بدانید یاران راه راست كیانند و چه كسى راه‏یافته است (۱۳۵)

 

قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى ﴿۱۳۵﴾




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : اکبر صادقی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :