تبلیغات
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها - النمل
 
ترجمه فارسی آیات قران کریم همراه با تلاوت ودانلود فایل صوتی سوره ها
التماس دعا خیر و فاتحه نثار روح مادر و پدرم
سوره ۲۷: النمل - جزء ۱۹, ۲۰


 
   




به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

طا سین این است آیات قرآن و [آیات] كتابى روشنگر (۱)

 

طس تِلْكَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِینٍ ﴿۱﴾

كه [مایه] هدایت و بشارت براى مؤمنان است (۲)

 

هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿۲﴾

همانان كه نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و خود به آخرت یقین دارند (۳)

 

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۳﴾

كسانى كه به آخرت ایمان ندارند كردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم [تا همچنان] سرگشته بمانند (۴)

 

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ ﴿۴﴾

آنان كسانى‏اند كه عذاب سخت براى ایشان خواهد بود و در آخرت خود زیانكارترین [مردم] اند (۵)

 

أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ﴿۵﴾

و حقا تو قرآن را از سوى حكیمى دانا دریافت مى‏دارى (۶)

 

وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِیمٍ عَلِیمٍ ﴿۶﴾

[یادكن] هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت من آتشى به نظرم رسید به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مى‏آورم باشد كه خود را گرم كنید (۷)

 

إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نَارًا سَآتِیكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿۷﴾

چون نزد آن آمد آوا رسید كه خجسته [و مبارك گردید] آنكه در كنار این آتش و آنكه پیرامون آن است و منزه است‏خدا پروردگار جهانیان (۸)

 

فَلَمَّا جَاءهَا نُودِیَ أَن بُورِكَ مَن فِی النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۸﴾

اى موسى این منم خداى عزیز حكیم (۹)

 

یَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ ﴿۹﴾

و عصایت را بیفكن پس چون آن را همچون مارى دید كه مى‏جنبد پشت گردانید و به عقب بازنگشت اى موسى مترس كه فرستادگان پیش من نمى‏ترسند (۱۰)

 

وَأَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿۱۰﴾

لیكن كسى كه ستم كرده سپس بعد از بدى نیكى را جایگزین [آن] گردانیده [بداند] كه من آمرزنده مهربانم (۱۱)

 

إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۱﴾

و دستت را در گریبانت كن تا سپید بى‏عیب بیرون آید [اینها] از [جمله] نشانه‏هاى نه‏گانه‏اى است [كه باید] به سوى فرعون و قومش [بب رى] زیرا كه آنان مردمى نافرمانند (۱۲)

 

وَأَدْخِلْ یَدَكَ فِی جَیْبِكَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ ﴿۱۲﴾

و هنگامى كه آیات روشنگر ما به سویشان آمد گفتند این سحرى آشكار است (۱۳)

 

فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آیَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ ﴿۱۳﴾

و با آنكه دلهایشان بدان یقین داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود (۱۴)

 

وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ ﴿۱۴﴾

و به راستى به داوود و سلیمان دانشى عطا كردیم و آن دو گفتند ستایش خدایى را كه ما را بر بسیارى از بندگان باایمانش برترى داده است (۱۵)

 

وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى كَثِیرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۵﴾

و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعلیم یافته‏ایم و از هر چیزى به ما داده شده است راستى كه این همان امتیاز آشكار است (۱۶)

 

وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن كُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ ﴿۱۶﴾

و براى سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع‏آورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گردیدند (۱۷)

 

وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿۱۷﴾

تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسیدند مورچه‏اى [به زبان خویش] گفت اى مورچگان به خانه‏هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال كنند (۱۸)

 

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا یَحْطِمَنَّكُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۸﴾

[سلیمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس بگزارم و به كار شایسته‏اى كه آن را مى‏پسندى بپردازم و مرا به رحمت‏خویش در میان بندگان شایسته‏ات داخل كن (۱۹)

 

فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِكَ فِی عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ ﴿۱۹﴾

و جویاى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد را نمى‏بینم یا شاید از غایبان است (۲۰)

 

وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ ﴿۲۰﴾

قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى‏كنم یا سرش را مى‏برم مگر آنكه دلیلى روشن براى من بیاورد (۲۱)

 

لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ ﴿۲۱﴾

پس دیرى نپایید كه [هدهد آمد و] گفت از چیزى آگاهى یافتم كه از آن آگاهى نیافته‏اى و براى تو از سبا گزارشى درست آورده‏ام (۲۲)

 

فَمَكَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ ﴿۲۲﴾

من [آنجا] زنى را یافتم كه بر آنها سلطنت مى‏كرد و از هر چیزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت (۲۳)

 

إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن كُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ ﴿۲۳﴾

او و قومش را چنین یافتم كه به جاى خدا به خورشید سجده مى‏كنند و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه [راست] باز داشته بود در نتیجه [به حق] راه نیافته بودند (۲۴)

 

وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ ﴿۲۴﴾

[آرى شیطان چنین كرده بود] تا براى خدایى كه نهان را در آسمانها و زمین بیرون مى‏آورد و آنچه را پنهان مى‏دارید و آنچه را آشكار مى‏نمایید مى‏داند سجده نكنند (۲۵)

 

أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿۲۵﴾

خداى یكتا كه هیچ خدایى جز او نیست پروردگار عرش بزرگ است (۲۶)

 

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ﴿۲۶﴾

گفت‏خواهیم دید آیا راست گفته‏اى یا از دروغگویان بوده‏اى (۲۷)

 

قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِینَ ﴿۲۷﴾

این نامه مرا ببر و به سوى آنها بیفكن آنگاه از ایشان روى برتاب پس ببین چه پاسخ مى‏دهند (۲۸)

 

اذْهَب بِّكِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ ﴿۲۸﴾

[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامه‏اى ارجمند براى من آمده است (۲۹)

 

قَالَتْ یَا أَیُّهَا المَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ كِتَابٌ كَرِیمٌ ﴿۲۹﴾

كه از طرف سلیمان است و [مضمون آن] این است به نام خداوند رحمتگر مهربان (۳۰)

 

إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۳۰﴾

بر من بزرگى مكنید و مرا از در اطاعت درآیید (۳۱)

 

أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿۳۱﴾

گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهید كه بى‏حضور شما [تا به حال] كارى را فیصله نداده‏ام (۳۲)

 

قَالَتْ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ ﴿۳۲﴾

گفتند ما سخت نیرومند و دلاوریم و[لى] اختیار كار با توست بنگر چه دستور مى‏دهى (۳۳)

 

قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّةٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَالْأَمْرُ إِلَیْكِ فَانظُرِی مَاذَا تَأْمُرِینَ ﴿۳۳﴾

[ملكه] گفت پادشاهان چون به شهرى درآیند آن را تباه و عزیزانش را خوار مى‏گردانند و این گونه مى‏كنند (۳۴)

 

قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ یَفْعَلُونَ ﴿۳۴﴾

و [اینك] من ارمغانى به سویشان مى‏فرستم و مى‏نگرم كه فرستادگان [من] با چه چیز بازمى‏گردند (۳۵)

 

وَإِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ﴿۳۵﴾

و چون [فرستاده] نزد سلیمان آمد [سلیمان] گفت آیا مرا به مالى كمك مى‏دهید آنچه خدا به من عطا كرده بهتر است از آنچه به شما داده‏است [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مى‏نمایید (۳۶)

 

فَلَمَّا جَاء سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ﴿۳۶﴾

به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهیانى بر [سر] ایشان مى‏آوریم كه در برابر آنها تاب ایستادگى نداشته باشند و از آن [دیار] به خوارى و زبونى بیرونشان مى‏كنیم (۳۷)

 

ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿۳۷﴾

[سپس] گفت اى سران [كشور] كدام یك از شما تخت او را پیش از آنكه مطیعانه نزد من آیند براى من مى‏آورد (۳۸)

 

قَالَ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَیُّكُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿۳۸﴾

عفریتى از جن گفت من آن را پیش از آنكه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‏آورم و بر این [كار] سخت توانا و مورد اعتمادم (۳۹)

 

قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ ﴿۳۹﴾

كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت من آن را پیش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‏آورم پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید كه آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‏كنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس مى‏گزارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏گمان پروردگارم بى‏نیاز و كریم است (۴۰)

 

قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا یَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ كَرِیمٌ ﴿۴۰﴾

گفت تخت [ملكه] را برایش ناشناس گردانید تا ببینیم آیا پى مى‏برد یا از كسانى است كه پى نمى‏برند (۴۱)

 

قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِی أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِینَ لَا یَهْتَدُونَ ﴿۴۱﴾

پس وقتى [ملكه] آمد [بدو] گفته شد آیا تخت تو همین گونه است گفت گویا این همان است و پیش از این ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بودیم (۴۲)

 

فَلَمَّا جَاءتْ قِیلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِینَ ﴿۴۲﴾

و [در حقیقت قبلا] آنچه غیر از خدا مى‏پرستید مانع [ایمان] او شده بود و او از جمله گروه كافران بود (۴۳)

 

وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِینَ ﴿۴۳﴾

به او گفته شد وارد ساحت كاخ [پادشاهى] شو و چون آن را دید بركه‏اى پنداشت و ساقهایش را نمایان كرد [سلیمان] گفت این كاخى مفروش از آبگینه است [ملكه] گفت پروردگارا من به خود ستم كردم و [اینك] با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم (۴۴)

 

قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۴۴﴾

و به راستى به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستادیم كه خدا را بپرستید پس به ناگاه آنان دو دسته متخاصم شدند (۴۵)

 

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِیقَانِ یَخْتَصِمُونَ ﴿۴۵﴾

[صالح] گفت اى قوم من چرا پیش از [جستن] نیكى شتابزده خواهان بدى هستید چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهید باشد كه مورد رحمت قرار گیرید (۴۶)

 

قَالَ یَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۴۶﴾

گفتند ما به تو و به هر كس كه همراه توست‏شگون بد زدیم گفت‏سرنوشت‏خوب و بدتان پیش خداست بلكه شما مردمى هستید كه مورد آزمایش قرار گرفته‏اید (۴۷)

 

قَالُوا اطَّیَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿۴۷﴾

و در آن شهر نه دسته بودند كه در آن سرزمین فساد مى‏كردند و از در اصلاح درنمى‏آمدند (۴۸)

 

وَكَانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ ﴿۴۸﴾

[با هم] گفتند با یكدیگر سوگند بخورید كه حتما به [صالح] و كسانش شبیخون مى‏زنیم سپس به ولى او خواهیم گفت ما در محل قتل كسانش حاضر نبودیم و ما قطعا راست مى‏گوییم (۴۹)

 

قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿۴۹﴾

و دست به نیرنگ زدند و [ما نیز] دست به نیرنگ زدیم و خبر نداشتند (۵۰)

 

وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۵۰﴾

پس بنگر كه فرجام نیرنگشان چگونه بود ما آنان و قومشان را همگى هلاك كردیم (۵۱)

 

فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۵۱﴾

و این [هم] خانه‏هاى خالى آنهاست به [سزاى] بیدادى كه كرده‏اند قطعا در این [كیفر] براى مردمى كه مى‏دانند عبرتى خواهد بود (۵۲)

 

فَتِلْكَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ﴿۵۲﴾

و كسانى را كه ایمان آورده و تقوا پیشه كرده بودند رهانیدیم (۵۳)

 

وَأَنجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَكَانُوا یَتَّقُونَ ﴿۵۳﴾

و [یاد كن] لوط را كه چون به قوم خود گفت آیا دیده و دانسته مرتكب عمل ناشایست [لواط] مى‏شوید (۵۴)

 

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿۵۴﴾

آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید [نه] بلكه شما مردمى جهالت‏پیشه‏اید (۵۵)

 

أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿۵۵﴾

و[لى] پاسخ قومش غیر از این نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بیرون كنید كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مى‏نمایند (۵۶)

 

فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ ﴿۵۶﴾

پس او و خانواده‏اش را نجات دادیم جز زنش را كه مقدر كردیم از باقى‏ماندگان [در خاكستر آتش] باشد (۵۷)

 

فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ ﴿۵۷﴾

و بارانى [از سجیل] بر ایشان فرو باریدیم و باران هشدارداده‏شدگان چه بد بارانى بود (۵۸)

 

وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ ﴿۵۸﴾

بگو سپاس براى خداست و درود بر آن بندگانش كه [آنان را] برگزیده است آیا خدا بهتر ست‏یا آنچه [با او] شریك مى‏گردانند (۵۹)

 

قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِكُونَ ﴿۵۹﴾

[آیا آنچه شریك مى‏پندارند بهتر است] یا آن كس كه آسمانها و زمین را خلق كرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد پس به وسیله آن باغهاى بهجت‏انگیز رویانیدیم كار شما نبود كه درختانش را برویانید آیا معبودى با خداست [نه] بلكه آنان قومى منحرفند (۶۰)

 

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ ﴿۶۰﴾

[آیا شریكانى كه مى‏پندارند بهتر است] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد و میان دو دریا برزخى گذاشت آیا معبودى با خداست [نه] بلكه بیشترشان نمى‏دانند (۶۱)

 

أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾

یا [كیست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد آیا معبودى با خداست چه كم پند مى‏پذیرید (۶۲)

 

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿۶۲﴾

یا آن كس كه شما را در تاریكیهاى خشكى و دریا راه مى‏نماید و آن كس كه بادها[ى باران زا] را پیشاپیش رحمتش بشارتگر مى‏فرستد آیا معبودى با خداست‏خدا برتر [و بزرگتر] است از آنچه [با او] شریك مى‏گردانند (۶۳)

 

أَمَّن یَهْدِیكُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِكُونَ ﴿۶۳﴾

یا آن كس كه خلق را آغاز مى‏كند و سپس آن را بازمى‏آورد و آن كس كه از آسمان و زمین به شما روزى مى‏دهد آیا معبودى با خداست بگو اگر راست مى‏گویید برهان خویش را بیاورید (۶۴)

 

أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۶۴﴾

بگو هر كه در آسمانها و زمین است جز خدا غیب را نمى‏شناسند و نمى‏دانند كى برانگیخته خواهند شد (۶۵)

 

قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ ﴿۶۵﴾

[نه] بلكه علم آنان در باره آخرت نارساست [نه] بلكه ایشان در باره آن تردید دارند [نه] بلكه آنان در مورد آن كوردلند (۶۶)

 

بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ﴿۶۶﴾

و كسانى كه كفر ورزیدند گفتند آیا وقتى ما و پدرانمان خاك شدیم آیا حتما [زنده از گور] بیرون آورده مى‏شویم (۶۷)

 

وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿۶۷﴾

در حقیقت این را به ما و پدرانمان قبلا وعده داده‏اند این جز افسانه‏هاى پیشینیان نیست (۶۸)

 

لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿۶۸﴾

بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام گنه‏پیشگان چگونه بوده است (۶۹)

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ ﴿۶۹﴾

و بر آنان غم مخور و از آنچه مكر مى‏كنند تنگدل مباش (۷۰)

 

وَلَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلَا تَكُن فِی ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْكُرُونَ ﴿۷۰﴾

و مى‏گویند اگر راست مى‏گویید این وعده كى خواهد بود (۷۱)

 

وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۷۱﴾

بگو شاید برخى از آنچه را به شتاب مى‏خواهید در پى شما باشد (۷۲)

 

قُلْ عَسَى أَن یَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِی تَسْتَعْجِلُونَ ﴿۷۲﴾

و راستى پروردگارت بر [این] مردم داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاس نمى‏دارند (۷۳)

 

وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾

و در حقیقت پروردگار تو آنچه را در سینه‏هایشان نهفته و آنچه را آشكار مى‏دارند نیك مى‏داند (۷۴)

 

وَإِنَّ رَبَّكَ لَیَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿۷۴﴾

و هیچ پنهانى در آسمان و زمین نیست مگر اینكه در كتابى روشن [درج] است (۷۵)

 

وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِی السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ ﴿۷۵﴾

بى‏گمان این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را كه آنان در باره‏اش اختلاف دارند حكایت مى‏كند (۷۶)

 

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَكْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿۷۶﴾

و به راستى كه آن رهنمود و رحمتى براى مؤمنان است (۷۷)

 

وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ ﴿۷۷﴾

در حقیقت پروردگار تو طبق حكم خود میان آنان داورى مى‏كند و اوست‏شكست‏ناپذیر دانا (۷۸)

 

إِنَّ رَبَّكَ یَقْضِی بَیْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ ﴿۷۸﴾

پس بر خدا توكل كن كه تو واقعا بر حق آشكارى (۷۹)

 

فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ ﴿۷۹﴾

البته تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و این ندا را به كران چون پشت بگردانند نمى‏توانى بشنوانى (۸۰)

 

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ﴿۸۰﴾

و راهبر كوران [و بازگرداننده] از گمراهى‏شان نیستى تو جز كسانى را كه به نشانه‏هاى ما ایمان آورده‏اند و مسلمانند نمى‏توانى بشنوانى (۸۱)

 

وَمَا أَنتَ بِهَادِی الْعُمْیِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿۸۱﴾

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمین براى آنان بیرون مى‏آوریم كه با ایشان سخن گوید كه مردم [چنانكه باید] به نشانه‏هاى ما یقین نداشتند (۸۲)

 

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ ﴿۸۲﴾

و آن روز كه از هر امتى گروهى از كسانى را كه آیات ما را تكذیب كرده‏اند محشور مى‏گردانیم پس آنان نگاه داشته مى‏شوند تا همه به هم بپیوندند (۸۳)

 

وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُكَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿۸۳﴾

تا چون [همه كافران] بیایند [خدا] مى‏فرماید آیا نشانه‏هاى مرا به دروغ گرفتید و حال آنكه از نظر علم بدانها احاطه نداشتید آیا [در طول حیات] چه مى‏كردید (۸۴)

 

حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآیَاتِی وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۸۴﴾

و به [كیفر] آنكه ستم كردند حكم [عذاب] بر آنان واجب گردد در نتیجه ایشان د م برنیارند (۸۵)

 

وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا یَنطِقُونَ ﴿۸۵﴾

آیا ندیده‏اند كه ما شب را قرار داده‏ایم تا در آن بیاسایند و روز را روشنى‏بخش [گردانیدیم] قطعا در این [امر] براى مردمى كه ایمان مى‏آورند مایه‏هاى عبرت است (۸۶)

 

أَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْكُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿۸۶﴾

و روزى كه در صور دمیده شود پس هر كه در آسمانها و هر كه در زمین است به هراس افتد مگر آن كس كه خدا بخواهد و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند (۸۷)

 

وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ ﴿۸۷﴾

و كوهها را مى‏بینى [و] مى‏پندارى كه آنها بى‏حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند [این] صنع خدایى است كه هر چیزى را در كمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است (۸۸)

 

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿۸۸﴾

هر كس نیكى به میان آورد پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ایمنند (۸۹)

 

مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ﴿۸۹﴾

و هر كس بدى به میان آورد به رو در آتش [دوزخ] سرنگون شوند آیا جز آنچه مى‏كردید سزا داده مى‏شوید (۹۰)

 

وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۹۰﴾

من مامورم كه تنها پروردگار این شهر را كه آن را مقدس شمرده و هر چیزى از آن اوست پرستش كنم و مامورم كه از مسلمانان باشم (۹۱)

 

إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِی حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَیْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿۹۱﴾

و اینكه قرآن را بخوانم پس هر كه راه یابد تنها به سود خود راه یافته است و هر كه گمراه شود بگو من فقط از هشداردهندگانم (۹۲)

 

وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِینَ ﴿۹۲﴾

و بگو ستایش از آن خداست به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت و پروردگار تو از آنچه مى‏كنید غافل نیست (۹۳)

 

وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیكُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۹۳﴾




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : اکبر صادقی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :